زندگی در مه
اینترنت قطعه و فقط چندین سایت ایرانی در صورتی که آدرسشون رو داشته باشیم باز میشن و البته سایتهای حکومتی قابل دسترسی هستند. اسمش رو گذاشتند اینترنت ملی!
آدرس وبلاگت رو جایی ذخیره کرده بودم و اتفاقی فهمیدم میتونم بهش دسترسی داشته باشم.
معلوم نیست چه خبره!
نه سازمان ملل نه کمیتهی حقوق بشر و ... هیچکدوم به داد ما مردم ایران نرسیدند. گذاشتند در سکوت و خفا بمیریم. تأمین اینترنتمون حداقل وظیفشون بود اون هم در این روزهای عجیب. کار سهلی هم بود. اصلاً معلوم نبود آشوبی هست یا نه! فقط پیامک میاد پروژهی کشته سازیه و بیرون نرید و افراد مشکوک رو گزارش بدید. چقدر هم که ما ددری بودیم! یا آنتن!!
تمام کارهای من با اينترنت بود و الان کاملاً فلج شدم. برگزاری جوایز و فستیوالهایی که تأسیس و مدیریت میکردم، تحقیق و مقالاتم، قراردادهای فیلمنامههام، نهاد بینالمللی سکارنای من که نهادی حقوقی و مدنی ست و الان راکد مونده چون اینترنت ندارم تا بتونم نظارت کنم و فعالیت ادمین رو مختومه کردم و...
احوال دورانها رو که جمعبندی میکنم به یک نتيجه میرسم. به امید ریشهکن شدن عقیدهی ضد صلح مسیحیت و یا بیاثر شدن آموزههای ناهنجار این کلاهبرداری فرهنگی. شاید جهان کمی قرار یابد ... کلیشههای ذهنی اشتباه همواره تشنج میآفرینند.
ایران عزیزم❤
به امید بهبودی در تمام جهان
هیچ نمیماند جز مهر🌱
عاشقتم دخترکم💋❤ گل گلدون من💋❤ تپلچه💋❤


زندگی در مه 
